(يادداشتی بر مجموعه داستان «تابستان همانسال» نوشتة ناصر تقوايی) از اصغر عبداللهي
... اما هرچه هست از «تابستانهمانسال» می آيد، از تصاوير در هم شده ی مردان جوان مهاجر كه از سرِ بیهودگی، لجبازو يكدنده شده بودند و حوصله هيچ كس و هيچچيز را نداشتند و كم حرف بودند وتصوير غروب خوب در ذهنشان مانده است. متن کامل