![]() |
![]() |
![]() |
Oct 29, 2005
![]() کمکی به علم آمار - ویسواوا شیمبورسکا از هرصد نفر آنها که بهتر از همه میدانند پنجاه و دو نفرند دست کم، آنها که با شک قدم بر میدارند به تقریب تمام بقیه ، آنها که حاضرند کمک کنند اگر زیاد وقت نگیرد فقط چهل و نه نفر، همیشه مهربانها چون کار دیگری نمیتوانند چهار یا شاید پنج نفر، بی حسادت ستایش کنندهها - هیجده نفر، آنها که در افسردگی دائم روز میگذراند برای چیزی یا کسی - جمعاشان هفتاد و هفت نفر، آنها که نعمت خوشبختی را میچشند بیست وپنج نفر نیستند بیشتر، آنها که ضرراشان به کسی نمیرسد تک تک که به اشتباه یک کاسه میشوند به یقین بیش از نصف همه، بیرحمها وقتی شرایط مجبورشان میکند بهتر است ندانیم اصلن حتی به تقریب ، خردمندهای مارگزیده - چندان بیشتر از کسانی نیستند که عاقل بودند پیشتر، آنها که از زندگی چیزی دستاشان را نمیگیرد جز چیز - سی نفر گرچه دلم میخواست اشتباه میکردم، روی هم تل انبارشدهها و زجردیدهها بی چراغی در تاریکی، به هشتاد و سه نفر میرسند دیر یا زود آن ها که باید دلمان برایشان بسوزد نود و نه نفر از صد آنها که میمیرند - صد از صد رقمی که تاکنون پا برجا ماندهاست . |
![]() |
|